اینجا هوا گرفته تر از آن است
که برای نفس کشیدنت خرج کنی
مگر نگفتی
که همین چند پاکت سیگار
برای عطر شبت کافیست
بچرخ به زنانگی ات
که این اتاق
امتداد عطر دامنت را کم آورده است
(حسین علیزاده)
نوزادانی که
قطره
قطره
چال میکنی پای گونه هایت
هنوز پاک تر از آن اند
که برای دروغ هایت خرج کنی
با من
از گناهانت صحبت کن
نه چیز دیگر
(حسین علیزاده)
می خواست
خاکستر بیافریند
یا
ققنوس!
*********************
۲)آبشارها
می...
...ری...
...زند
و رودی که مدام
خواب
پر...
...واز
می بیند
*********************
۳)برگ هایش
رقاصه های خوبی
برای گرم کردن
بزم گنجشکانند
( حسین علیزاده)
نُت به نُت از حفظ می زنم
وقتی که بکارتت را میپوشاندی
زیر بوته های وحشی رُز
گاهی که تار دروغ میگفت
اصفهان می ماند
و
چشم هایت
که آبستن شده بود از...
آن لحظات را نیز پلک میزدی
تا پژواک زنانگی ات را
در و دیوار شهر جار زنند
آه
دیگر دست تکان نمیدهی
تا هزار ققنوس دیگر
از آستینت متولد کنم
(حسین علیزاده)
۲۱ بازی نمی کنم
که تمام سیگارها را
بر سرت قمار کنم
یا تو هنوز طعم یونجه را نچشیده
گل گاو زبان دم میکنی
یا من هنوز تمام حرف هایم را پک نزده
به دنبال پاکت کردن
شعر هایم هستم...
(حسین علیزاده)
یا
پوچ؟
نخند...
تو که خوب میدانی
دست هایم خالیست...
(حسین علیزاده)
دیوار سست می شود
تصویر دو بعدی سینه ات را دست می کشم
تشویش می کنی آینه بازیمان را
و هاشور ها
سیاه و سپید
قایم باشک بازی می کنند
وقتی چشم های تو خورشیدند
پس ...
چشم می گذارم

(حسین علیزاده)
مدام صدا می زند
به گوشه ی سلول خود می خزم
دیوار ها پلک های سنگینشان را بسته اند
نیشخند آفتاب
سکوت می شود
سرم گیج می رود
حافظه ام کدر
شماره می کند لحظه را
و منتظر
تا دریچه ای
چشم باز کند
(حسین علیزاده)
متروکه ای که منتظر
تا تو
ناقوس کلیسا شوی..
(حسین علیزاده)
صدای گریه
و زوزه ای تواْمان درد
آسمان ریسمان می بافد؟
باد ها نیز
چنگ می زنند رسوایی اش را
آه...
اشک های آسمان
امشب
در ناودانی خلاصه شد.
(حسین علیزاده)